ترجمه "hermana" به فارسی
خواهر, خواهَر, همشيره بهترین ترجمه های "hermana" به فارسی هستند.
hermana
noun
verb
feminine
دستور زبان
Persona de sexo femenino cuyos padres son los mismos que los de otra persona. [..]
-
خواهر
nounpariente sanguínea
Siempre me he preguntado cómo será tener hermanos.
من همیشه خیال می کردم برادر و خواهر داشتن چگونه است.
-
خواهَر
-
همشيره
De este modo puedo cuidar a mi hermana como Harry lo hubiese querido.
به اين شکل من قادر به مراقبت از همشيره ام نيستم اون طوري که هري ازم توقع داشت
-
ترجمه های کمتر
- khwâhær
- رفیق
- شخص تابع
- شخص وابسته
- هم اطاق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hermana " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hermana"
عباراتی شبیه به "hermana" با ترجمه به فارسی
-
گروه برادران/خواهران
-
برادر · برادر خوانده · برادر یا خواهر · بَرادَر · رفیق · شخص تابع · شخص وابسته · هم اطاق · هم نژاد · همنیا
-
برادران مارکس
-
برادران شیردل
-
دختر خاله
-
برادرها · تنیها · تنیها (خواهر یا برادر) · خواهرها · دوقلوها · سهقلوها · همپدمارها · چهارقلوها
-
برادران/خواهران همکار
-
همنیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن