ترجمه "horizontal" به فارسی
افقی, ترازی, سطح افقی بهترین ترجمه های "horizontal" به فارسی هستند.
horizontal
adjective
دستور زبان
Que tiene la misma altura en todas partes; paralelo al suelo.
-
افقی
adjectivePara leer la diapositiva tienen que buscar su edad en el eje horizontal.
روش خواندن این اسلاید نگاه کردن به سننتان در محور افقی است.
-
ترازی
adjective -
سطح افقی
adjectiveLa mostaza existe, al igual que la salsa de tomate, en un plano horizontal.
- سس - خردل، درست مثل سس گوجه فرنگی، بر روی یک سطح افقی قرار دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " horizontal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "horizontal" با ترجمه به فارسی
-
انتقال افقی ژن
-
یکپارچهسازی · یکپارچهسازی افقی · یکپارچهسازی اقتصادی · یکپارچهسازی عمودی
-
سيلوهاي ديواري روي زميني · سیلوهای افقی
-
خط افقی
-
ارتفاع (ستارهشناسی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن