ترجمه "horizonte" به فارسی
افق, اف, حدود صلاحیت بهترین ترجمه های "horizonte" به فارسی هستند.
horizonte
noun
masculine
دستور زبان
Línea horizontal que parece separar la Tierra del cielo.
-
افق
nounlínea que aparentemente separa el cielo y la tierra
Las buenas películas amplían nuestros horizontes.
فیلمهای خوب افق دید ما را وسیعتر میکنند.
-
اف
nounLínea horizontal que parece separar la Tierra del cielo.
-
حدود صلاحیت
noun
-
ترجمه های کمتر
- مواد اساسی
- موضوع مورد بحث
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " horizonte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "horizonte"
عباراتی شبیه به "horizonte" با ترجمه به فارسی
-
ريختشناسي خاك · مشخصههای ریختشناختی خاک
-
بلو هوریزونته
-
افق رویداد
-
افق رویداد
-
آبخوانها · تراز آب زيرزميني · سطح آب زیرزمینی · سطح ايستابي
-
بلو هوریزونته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن