ترجمه "implementar" به فارسی
اجرا کردن, به کار گرفتن بهترین ترجمه های "implementar" به فارسی هستند.
implementar
verb
دستور زبان
Llevar algo a la práctica. [..]
-
اجرا کردن
verby los implementé en una serie de robots.
و آنها را بر روی چند روبات اجرا کردم.
-
به کار گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " implementar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن