ترجمه "interna" به فارسی
داخلی, درونی بهترین ترجمه های "interna" به فارسی هستند.
interna
verb
feminine
دستور زبان
Dentro de algo. [..]
-
داخلی
adjectiveComo van tan veloces, la relatividad dice que sus movimientos internos son muy lentos.
چون سرعت حرکت اونها زیاده نسبیت می گه که حرکات داخلی اونها آروم می شند.
-
درونی
adjectiveLa parálisis también interfiere con los sistemas internos del cuerpo, que están diseñados para mantenernos vivos.
فلج همچنین با نظامهای درونی بدن تداخل دارد، که برای زنده نگه داشتن ما طراحی شدهاند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interna" با ترجمه به فارسی
-
گوش داخلی · گوش درونی
-
مدارس شبانهروزی
-
تبدیل داخلی
-
لقاح داخلی
-
کپسول داخلی
-
سیاهرگ وداج داخلی
-
موتورهای درونسوز
-
تولید ناخالص داخلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن