ترجمه "limosna" به فارسی
صدقه, خیرات, ماتم بهترین ترجمه های "limosna" به فارسی هستند.
limosna
noun
feminine
دستور زبان
-
صدقه
nounayuda voluntaria que se da a alguna institución sin esperar nada a cambio
Y había venido a Washington, no buscando una limosna ni un microcrédito.
او به واشنگتن اومده بود، نه بدنبال صدقه و نه بدنبال وامهای کوچک.
-
خیرات
nounSe trata de entender que la gente en realidad no quiere limosnas,
و درک اینکه مردم واقعا خیرات نمی خوان
-
ماتم
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " limosna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن