ترجمه "limpia" به فارسی
پازش, پالایش بهترین ترجمه های "limpia" به فارسی هستند.
limpia
noun
adjective
verb
feminine
دستور زبان
ritual de los brujos para espantar a los malos espíritus
-
پازش
noun -
پالایش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " limpia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "limpia" با ترجمه به فارسی
-
تمیز · مرتب · نظافت دوست · پاک
-
خانه تکانی کردن
-
ارزن
-
پاکسازی
-
zedudan · تاب خوردن · تمیز کردن · تهى کردن · خانه تکانی کردن · خشک کردن · دردسترس قرار دادن · ستردن · سروسامان دادن به · شستن · پاک کردن · پیچیدن
-
پاكيزهسازي كاهبن · پاکیزهسازی کلش
-
ورزش دوستی · ورزشکاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن