ترجمه "limpiar" به فارسی

پاک کردن, zedudan, تمیز کردن بهترین ترجمه های "limpiar" به فارسی هستند.

limpiar verb feminine دستور زبان

robar, dejar a alguien sin su dinero, desvalijar [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاک کردن

    verb

    Desplazar un objeto o utensilio por encima de una superficie o sobre otro objeto manteniendo el contacto, de manera que una sustancia sea eliminada de su superficie.

    Mi esposa acaba de limpiar la mesa.

    همسرم تازه میز را پاک کرده است.

  • zedudan

  • تمیز کردن

    verb

    Lo vi limpiando la pieza.

    من او را دیدم که مشغول تمیز کردن اتاق بود.

  • ترجمه های کمتر

    • تاب خوردن
    • تهى کردن
    • خانه تکانی کردن
    • خشک کردن
    • دردسترس قرار دادن
    • ستردن
    • سروسامان دادن به
    • شستن
    • پیچیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " limpiar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Limpiar
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاکسازی

    Limpiamos toda la casa, y no dimos con su abrigo ni su teléfono... así que es posible.

    خب ، ما کل خونه رو پاکسازی کردیم ولی کت یا تلفنش رو ندیدیم برای همین احتمالش هست جایی باشه

تصاویر با "limpiar"

عباراتی شبیه به "limpiar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "limpiar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه