ترجمه "limpio" به فارسی

تمیز, پاک, مرتب بهترین ترجمه های "limpio" به فارسی هستند.

limpio adjective verb masculine دستور زبان

sin plata [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمیز

    adjective

    No sucio.

    Esta tarde ella va a limpiar la bicicleta.

    امروز بعد از ظهر او دوچرخه را تمیز خواهد کرد.

  • پاک

    adjective

    No sucio.

    Mi esposa acaba de limpiar la mesa.

    همسرم تازه میز را پاک کرده است.

  • مرتب

    adjective

    Tenía raya al lado y un bigote limpio.

    پدرم موهاش فرق از بغل بود و یه سبیل مرتب داشت.

  • نظافت دوست

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " limpio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "limpio"

عباراتی شبیه به "limpio" با ترجمه به فارسی

  • پازش · پالایش
  • خانه تکانی کردن
  • ارزن
  • پاکسازی
  • zedudan · تاب خوردن · تمیز کردن · تهى کردن · خانه تکانی کردن · خشک کردن · دردسترس قرار دادن · ستردن · سروسامان دادن به · شستن · پاک کردن · پیچیدن
  • پاكيزهسازي كاهبن · پاکیزهسازی کلش
  • ورزش دوستی · ورزشکاری
اضافه کردن

ترجمه های "limpio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه