ترجمه "llano" به فارسی
صاف, مسطح, هموار بهترین ترجمه های "llano" به فارسی هستند.
llano
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Sin variaciones de altitud.
-
صاف
adjective -
مسطح
adjective -
هموار
adjectiveCuando el hielo no era llano, no tenía ni la más remota posibilidad.
وقتی یخ هموار نبود , هیچ امیدی نداشتم.
-
جلگه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " llano " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "llano"
عباراتی شبیه به "llano" با ترجمه به فارسی
-
چین و شکن · چینچین
-
سادهخوانی
-
تراکیپوگون
-
بوتلوآ · علف صحرايي
-
تراکیپوگون
-
خيار ريز · خيار ريز هند غربي · کوکومیس انگوریا
-
استانهای دشتهای شمالی
-
استانهای دشتهای جنوبی (یو.اس.آ)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن