ترجمه "llanto" به فارسی
گریستن, تظلم, سوگ بهترین ترجمه های "llanto" به فارسی هستند.
llanto
noun
masculine
دستور زبان
-
گریستن
verbestado manifestado por lágrimas en respuesta a un estado emocional
91 sí, en las tinieblas de afuera, donde es el alloro, el llanto y el crujir de dientes.
۹۱ یعنی در تاریکی بیرونی، جایی که گریستن و زاری کردن، و دندان بهم ساییدن است.
-
تظلم
noun -
سوگ
noun
-
ترجمه های کمتر
- شکوه
- شیون
- ضجه
- ناله
- گریه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " llanto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن