ترجمه "mandar" به فارسی
فرمودن, ترابار كردن, فرستادن بهترین ترجمه های "mandar" به فارسی هستند.
mandar
verb
دستور زبان
Especificar un comportamiento como guía autoritaria de conducta. [..]
-
فرمودن
verb -
ترابار كردن
-
فرستادن
Verb verbEsta fue la solución de Fizeau para mandar pulsaciones discretas de luz.
این راهحل فیزو برای فرستادن پالسهای گسستهی نور بود.
-
ترجمه های کمتر
- اعزام کردن
- تجویز کردن
- صادر کردن
- مشایعت کردن
- نسخه نوشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mandar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mandar" با ترجمه به فارسی
-
کارت امتیازی متوازن
-
چنانکه شايد وبايد
-
گیمپد
-
خلبان یک
-
کارپوشه
-
سلسله مراتب
-
افسر فرمانده · فرمانده
-
گردونه فرماندهی/خدمات آپولو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن