ترجمه "mandato" به فارسی
دستور, فرمان, سفارش بهترین ترجمه های "mandato" به فارسی هستند.
mandato
noun
masculine
دستور زبان
Orden o autorización para actuar de una manera particular dada por un administrador a un subordinado, una corte a una corte más baja o un electorado a su representante.
-
دستور
noun" No desoigas mi mandato porque me sabes pecador.
دستور منو خوار و حقير نشمر به اين دليل که ميدوني گناهکارم.
-
فرمان
nounAdán y Eva tenían que cumplir con dos mandatos divinos.
خدا به آدم و حوّا دو فرمان داد.
-
سفارش
noun
-
ترجمه های کمتر
- اجازه
- اردر
- اشغال
- اُرد
- تصدی
- تصرف
- حق تصدی
- حکم
- ریاست
- قدغن
- نهی
- وکالت نامه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mandato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mandato" با ترجمه به فارسی
-
قیومیت بریتانیا بر فلسطین
-
سپردن اختیارات تام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن