ترجمه "mando" به فارسی
كنترل از دور ترجمه "mando" به فارسی است.
mando
noun
verb
masculine
دستور زبان
Dispositivo utilizado para operar a distancia un equipo o juguete mecánico. [..]
-
كنترل از دور
Dispositivo utilizado para operar a distancia un equipo o juguete mecánico.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mando " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mando"
عباراتی شبیه به "mando" با ترجمه به فارسی
-
کارت امتیازی متوازن
-
چنانکه شايد وبايد
-
گیمپد
-
خلبان یک
-
کارپوشه
-
سلسله مراتب
-
افسر فرمانده · فرمانده
-
اعزام کردن · تجویز کردن · ترابار كردن · صادر کردن · فرستادن · فرمودن · مشایعت کردن · نسخه نوشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن