ترجمه "marea" به فارسی
جزر, کشند, جریان بهترین ترجمه های "marea" به فارسی هستند.
marea
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
جزر
nounLos cambios que se producirían en el clima y las mareas, entre otros, serían catastróficos.
چنین حرکتهایی سبب تغییرات شدید در آب و هوا و جزر و مد اقیانوسها میشد و فاجعه میآفرید.
-
کشند
-
جریان
nounEs ir con la marea.
اون با جریان آب میره
-
جزر و مد
cambio periódico del nivel del mar
Cada molécula de agua individual no tiene una marea, pero el océano completo sí.
هر مولکول آب یک جزر و مد ندارد، بلکه کل اقیانوس جزر و مد دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marea " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "marea" با ترجمه به فارسی
-
محیط زیست میانکشندی
-
تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
-
بیمار · بیمار مريض · مريض · مریض · گیج
-
گیج شدن
-
کشندها
-
نیروی کشندی
-
قفل جزر و مدی
-
گیجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن