ترجمه "mareado" به فارسی

بیمار, بیمار مريض, مريض بهترین ترجمه های "mareado" به فارسی هستند.

mareado adjective verb masculine دستور زبان

hostigado [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمار

    adjective
  • بیمار مريض

  • مريض

    adjective

    Creo que me mareé.

    بنظرم ممکنه مريض شده باشم.

  • ترجمه های کمتر

    • مریض
    • گیج
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mareado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mareado" با ترجمه به فارسی

  • محیط زیست میانکشندی
  • تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
  • گیج شدن
  • کشندها
  • نیروی کشندی
  • قفل جزر و مدی
  • گیجی
  • جریان · جزر · جزر و مد · کشند
اضافه کردن

ترجمه های "mareado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه