ترجمه "novia" به فارسی
دوستدختر, عروس, دوست دختر بهترین ترجمه های "novia" به فارسی هستند.
novia
noun
feminine
دستور زبان
Mujer que va a casarse o que acaba de casarse. [..]
-
دوستدختر
nounPersona de sexo femenino con la que se tiene una relación amorosa.
De repente perdí mi ostentoso automóvil, mi dinero y a mi costosa novia.
در عرض مدتی کوتاه ماشین خوشگلم، پولهایم، و دوستدختر خوشسلیقهام بر باد رفتند.
-
عروس
nounmujer a punto de casarse o recién casada
A su vez, los miembros de la clase de la novia son totalmente fieles a él.
تکتک افراد طبقهٔ عروس در وفاداری خود به او راسخند.
-
دوست دختر
nounAdemás, él no tiene novia, yo no tengo novia.
به علاوه ، دوست دختر نداره ، منم دوست دختر ندارم.
-
ترجمه های کمتر
- بیوگ
- تازه عروس
- دوست
- نامزد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " novia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "novia"
عباراتی شبیه به "novia" با ترجمه به فارسی
-
لباس عروس
-
ماه عسل
-
عروس ربایی
-
داماد · دوست · دوستپسر · دوما · دوماد · مرد · مهتر · نامزد · نوکر · کج کلاه
-
لباس عروس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن