ترجمه "novio" به فارسی

داماد, نامزد, دوست بهترین ترجمه های "novio" به فارسی هستند.

novio noun masculine دستور زبان

chico, tipo, tío [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • داماد

    noun

    hombre a punto de casarse o recién casado

    En la parábola, diez vírgenes esperaron hasta la noche la llegada del novio.

    در این مَثَل ده باکره تا شب دیروقت منتظر آمدن داماد شدند.

  • نامزد

    noun

    Enamorarse de alguien que esta De novia no es crimen.

    عاشق کسی شدن, که نامزد داره جرم نیست که.

  • دوست

    noun

    Ella recibió un regalo de su novio.

    او از دوست پسرش هدیه ای دریافت کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • دوستپسر
    • دوما
    • دوماد
    • مرد
    • مهتر
    • نوکر
    • کج کلاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " novio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "novio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "novio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه