ترجمه "panorama" به فارسی
سراسرنما, منظره, شهر فرنگ بهترین ترجمه های "panorama" به فارسی هستند.
panorama
noun
masculine
دستور زبان
Vista no interrumpida del área que rodea.
-
سراسرنما
vista o representación en ángulo amplio de un objeto físico
-
منظره
nounBueno, dado que el cesio vino del Norte de África, no creemos que el sector doméstico esté en el panorama.
خب ، با توجه به اینکه سزیم از آفریقای شمالی اومده ، فکر نمیکنیم افراد بومی واقعاً تو این منظره باشن.
-
شهر فرنگ
noun -
چشم انداز
nounNecesitamos un cambio sísmico en el panorama político global.
ما به تغییری احتیاج داریم که چشم انداز سیاسی جهان رو تکون بده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " panorama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "panorama"
عباراتی شبیه به "panorama" با ترجمه به فارسی
-
دورنمای شهری
-
آزادی پانوراما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن