ترجمه "pararse" به فارسی
ایستادن, برخاستن, خاستن بهترین ترجمه های "pararse" به فارسی هستند.
pararse
verb
دستور زبان
ponerse de pie (murcianismo)
-
ایستادن
verbComo mago intento crear imágenes que hagan a la gente pararse a pensar.
به عنوان یک شعبده باز من سعی میکنم صحنه هایی را به وجود بیاورم که مردم را به ایستادن و فکر کردن وادار می کند.
-
برخاستن
verb -
خاستن
verb -
پا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pararse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن