ترجمه "pasas" به فارسی
کشمشها ترجمه "pasas" به فارسی است.
pasas
adjective
verb
noun
feminine
دستور زبان
-
کشمشها
La masa entre cada una de las pasas se eleva en la misma proporción.
خمیر بین تمام کشمشها به یک اندازه پف میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pasas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pasas" با ترجمه به فارسی
-
قدم به قدم · گام به گام
-
تنگه خیبر
-
شير آب · شیر
-
به انجام رسیدن · خطور کردن
-
آنپاسان
-
زیر راه · مترو
-
قدم (اسب)
-
مناسک گذار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن