ترجمه "pila" به فارسی

باتری, توده, اسکله بهترین ترجمه های "pila" به فارسی هستند.

pila noun verb feminine دستور زبان

persona del paraguay [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • باتری

    noun

    La otra cosa es que nos encantan las pilas.

    و دیگر، ما عاشق باتری ها هستیم !

  • توده

    noun

    Solo está en una pila cerca del molino de azúcar, hasta que eventualmente lo queman.

    این تفاله ها در توده ای نزدیک این کارخانه ها می مانند تا در نهایت سوزانده شوند.

  • اسکله

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • توده کاه
    • دسته
    • دودکش
    • زیاد
    • سیل کلمات
    • سیلاب
    • فراوان
    • فراوانی
    • لنگرگاه
    • پشته
    • پیل
    • کوت
    • کوه
    • کوهستان
    • کوهستانی
    • کپه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pila " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pila

Pila (partido)

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشته

    Y eso me proporciona una gran pila de imágenes.

    این کار یک پشته عمیقی از تصاویر را فراهم میکند.

تصاویر با "pila"

عباراتی شبیه به "pila" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pila" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه