ترجمه "pintar" به فارسی

آرایش کردن, رسم کردن, رنگ بهترین ترجمه های "pintar" به فارسی هستند.

pintar verb دستور زبان

voz usada para plantear un negocio [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرایش کردن

    verb
  • رسم کردن

    verb
  • رنگ

    noun

    De hecho, cuando había una boda en el barrio todos pintábamos nuestras casas para la boda.

    در واقع، زمانیکه در محله ما عروسي بود، همه ما خانههایمان را برای عروسی رنگ میکردیم.

  • ترجمه های کمتر

    • رنگ زدن
    • شرح دادن
    • مجسم کردن
    • نقش کردن
    • کشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pintar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pintar"

عباراتی شبیه به "pintar" با ترجمه به فارسی

  • پینتا (بیماری)
  • رامك خالدار
  • قزلآلاي دريايي شني · قزلآلاي دريايي لكهدار · ماهي باس سفيد دريايي · نرمهماهی
  • خوكماهي · ماهيان گرونتر · ماهیان گرونت
  • اردکماهی زرهپشت · جك · ماهي اسكاد · ماهي ماكرل جك
  • مالاکرا
  • درشتماهي گرمسيري · ماهي بزچه · ماهیان خاردار
  • جنس شمشیری · سانسویریا
اضافه کردن

ترجمه های "pintar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه