ترجمه "pintora" به فارسی
رنگکار, نقاش, نگارگر بهترین ترجمه های "pintora" به فارسی هستند.
pintora
noun
feminine
دستور زبان
Persona (usualmente un profesional) que aplica pintura a superficies (como papel o lienzo), para crear una pieza de arte.
-
رنگکار
-
نقاش
nounEl sujeto prefiere los pintores británicos de la posguerra.
در واقع اثري ناتمام از يه نقاش انگليسيه.
-
نگارگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pintora " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pintora" با ترجمه به فارسی
-
رنگکار · نقاش · نقاش ساختمان · نگارگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن