ترجمه "pisada" به فارسی

اثر پا, ایز, رد پا بهترین ترجمه های "pisada" به فارسی هستند.

pisada noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اثر پا

    noun

    No hay manera de que esta lesión haya ocurrido por pisar la cuchilla en el cobertizo.

    اين امکان نداره که اين زخم بر اثر پا گذاشتن روي قيچي اتفاق بي افته

  • ایز

  • رد پا

    Pero el precio de la calidad es que deja una pisada única.

    اما ارزش کيفيت هميشه از خودش رد پا به جا ميذاشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pisada " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pisada" با ترجمه به فارسی

  • پایمال کردن
  • برج کج پیزا
  • اتوبوس سطح پائین
  • برج کج پیزا
  • لئوناردو فیبوناچی
  • آپارتمان · اشکوب (چینهشناسی) · اشکوبه · طبقه · فرش · مستغلات · مقر · ملک استیجاری · کف · کف زمین · کفپوش
  • پیزا
اضافه کردن

ترجمه های "pisada" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه