ترجمه "placenta" به فارسی

جفت, جفت (کالبدشناسی), جفت جنین بهترین ترجمه های "placenta" به فارسی هستند.

placenta noun feminine دستور زبان

Parte del ovario de una planta con floración en donde se forman los óvulos. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جفت

    noun

    Es cuando la placenta se separa de las paredes del útero.

    وقتی جفت از دیواره رحم جدا بشه این اتفاق می افته.

  • جفت (کالبدشناسی)

    اندام واسط بین بدن مادر و جنین

  • جفت جنین

    noun

    Incluso han recogido 9000 placentas de algunos de los nacimientos, ahora en escabeche en cubos de plástico en un almacén seguro.

    آنها حتی ۹،۰۰۰ تا جفت جنین از برخی از این تولدها جمع کردهاند، که حالا در ظرفهای پلاستیکی در انبار امنی نگهداری میشوند.

  • كوريون

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " placenta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "placenta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "placenta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه