ترجمه "placentero" به فارسی
خوش, موجب مسرت بهترین ترجمه های "placentero" به فارسی هستند.
placentero
adjective
masculine
دستور زبان
Que da o es capaz de dar placer.
-
خوش
adjectiveDescubrir todo esto es sin duda un incentivo placentero para hacer ciencia.
کشف این موارد بطور حتم یک انگیزۀ خوش آیندی برای فعالیت در زمینۀ علم است.
-
موجب مسرت
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " placentero " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن