ترجمه "plan" به فارسی
برنامه, طرح, استراتژی بهترین ترجمه های "plan" به فارسی هستند.
plan
noun
masculine
دستور زبان
Esquema de la acción, Método que sigue el pensamiento a futuro.
-
برنامه
nounHa dicho que tenían planes de trabajo aquí esta mañana.
گفتش که امروز صبح از اینجا برنامه کاری داشتن.
-
طرح
nounsíntesis de una estrategia para la realización de un objetivo
Que es básicamente desarrollar un plan B para la ciudad.
که به شکل ساده، ایجاد یک طرح ثانویه برای شهر است.
-
استراتژی
nounPensamos un plan de juego muy simple que propusimos en un encuentro público.
ما یک استراتژی واقعا ساده به ذهنمون رسید و در یک جلسهی عمومی به بحث گذاشتیمش.
-
ترجمه های کمتر
- تدبیر
- صفحه
- نقشه
- پلان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "plan"
عباراتی شبیه به "plan" با ترجمه به فارسی
-
برنامه شماره گيري
-
برنامههای توسعه
-
برنامهریزی مالی
-
طرح کلمبو
-
سرفصل درسی
-
اندخسیدن
-
طرح کلمبو
-
طرح کنارگذاشتن زمین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن