ترجمه "practicante" به فارسی

انترن, کارآموز, کارورز بهترین ترجمه های "practicante" به فارسی هستند.

practicante noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انترن

    noun

    Ella nuestra nueva practicante, April.

    اين انترن جديد ماست ، آپريل

  • کارآموز

    Si lo contratas, aunque sea de practicante, puede aprender mucho de ti.

    حتي به عنوان يه کارآموز ، اون مي تونه خيلي چيزا ازت ياد بگيره.

  • کارورز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " practicante " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "practicante" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه