ترجمه "pradera" به فارسی
چمن, علفزار, مرغزار بهترین ترجمه های "pradera" به فارسی هستند.
Cubierta de casi un quinto de la superficie de la tierra, incluye las sabanas, praderas de Norteamérica, y las estepas de Rusia y de Asia central. En los ecosistemas de prado habitan millares de especies diversas, sobre y bajo tierra, y juegan un papel vital para mantener el equilibrio ecológico del mundo. [..]
-
چمن
nounEn primer plano, tenemos esta pradera magnífica desde el punto de vista ambiental, pero no puedes comer nada.
در جلوی تصویر، این چمن زارها وجود دارند که از نظر محیط زیستی فوق العاده هستند اما شما نمی تونین چیزی بخورین.
-
علفزار
nounComo el ciclo de vida del ganado, que puede no haber visto nunca una pradera.
مثل زندگي يک چهارپا ، که ممکن است هرگز يک علفزار را نبيند.
-
مرغزار
noun
-
ترجمه های کمتر
- واشزار
- چمنزار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pradera " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pradera"
عباراتی شبیه به "pradera" با ترجمه به فارسی
-
مديريت مرتع · مديريت چراگاه · مدیریت علفزار
-
علفزارها · علفزارهاي دائمي · علفزارهاي زير كشت · علفزارهاي طبيعي
-
سگ دشتی
-
Prairie
-
خاكهاي چراگاه · خاكهاي چمنزار · خاكهاي چمني · خاکهای علفزار
-
سگ دشتی
-
چمنزارها
-
چراگاههاي گذرا · چراگاههای موقتی