ترجمه "prender" به فارسی

افروختن, دستگیر کردن, روشن کردن بهترین ترجمه های "prender" به فارسی هستند.

prender verb دستور زبان

encender un aparato eléctrico [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • افروختن

    verb
  • دستگیر کردن

    verb
  • روشن کردن

    verb

    Yo prendí estas velas.

    . يه عالمه شمع روشن کردم

  • گرفتن

    verb

    21 Y estaban a punto de prender a los sacerdotes también, y quitarles la vida, y estos huyeron de ellos.

    ۲۱ و آنها در آستانۀ گرفتن کشیشان و کُشتن آنها نیز بودند، و آنها از برابرشان گریختند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prender " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prender" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prender" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه