ترجمه "prenda" به فارسی
جامه, وثیقه, درگروگان بهترین ترجمه های "prenda" به فارسی هستند.
prenda
noun
verb
feminine
دستور زبان
Una pieza de vestir.
-
جامه
nounSin duda, cada uno de ellos llevaba puesta su prenda interior.
از قرار معلوم هر یک از رسولان یک جامه به تن داشت.
-
وثیقه
noun -
درگروگان
noun -
ضمانت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prenda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prenda" با ترجمه به فارسی
-
افروختن · دستگیر کردن · روشن کردن · گرفتن
-
لباس زير
-
جامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن