ترجمه "preñado" به فارسی
آبستن, حامله, باردار بهترین ترجمه های "preñado" به فارسی هستند.
preñado
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
آبستن
adjectivePreñada con la corriente casual de conocimiento y amor.
آبستن فرصت جریان های علم و شعور
-
حامله
adjectiveMamá siempre vomita a la mañana siguiente de quedar preñada.
مامان هميشه صبحي که حامله ـست استفراغ ميکنه
-
باردار
nounEsa mujer no está preñada.
اون زن ، باردار نیست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preñado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "preñado" با ترجمه به فارسی
-
آبستن · باردار · حامله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن