ترجمه "preparado" به فارسی
آماده, آمیزه, رو به راه بهترین ترجمه های "preparado" به فارسی هستند.
preparado
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
آماده
adjectivePase lo que pase, estoy preparado.
هر اتفاقی که بیفتد، من آماده ام.
-
آمیزه
noun -
رو به راه
Una batalla alada surca la noche y me encuentra preparado.
آغاز جنگ هوايي ، تمامشون رو بپرونيد امشب منو رو به راه ميکنه
-
مخلوط
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preparado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "preparado" با ترجمه به فارسی
-
پیانو دستکاریشده
-
غذاهاي آماده · غذاهاي آماده پخت · غذاهای آماده · غذاهای از پیش آماده
-
بجای خود،آماده، حرکت
-
حاضر آماده حرکت
-
آراستن · تهيه ديدن · تیمار کردن · حاضر کردن · معلمی کردن · مهیا کردن · پختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن