ترجمه "preparatoria" به فارسی
دبیرستان, لیسه بهترین ترجمه های "preparatoria" به فارسی هستند.
preparatoria
adjective
دستور زبان
-
دبیرستان
nounCuando estaba en preparatoria amaba programar computadoras pues me gustaba el flujo lógico de eventos.
وقتی دبیرستان بودم، عاشق برنامه ریزی کامپیوترها بودم، و یه جورایی جریان منطقی رویداد ها رو دوست داشتم.
-
لیسه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preparatoria " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "preparatoria" با ترجمه به فارسی
-
بازتراكمسازي · باززایش · برش آمادهسازي · برش باززايش · برش پناهي · رژنراسیون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن