ترجمه "primitivo" به فارسی

اصل نخستین, اولیه, باستانی بهترین ترجمه های "primitivo" به فارسی هستند.

primitivo adjective noun masculine دستور زبان

Que vive fuera de las sociedades civilizadas. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصل نخستین

    adjective
  • اولیه

    adjective

    Algunos miembros de la congregación cristiana primitiva que lo hicieron se convirtieron en apóstatas.

    در جماعت مسیحیان اولیه عدهای با این کار به ارتداد کشیده شدند.

  • باستانی

    adjective

    se ajusta a nuestra idea de la antigüedad, a prácticas primitivas,

    مبتلور کننده روشهای بدوی و باستانی در ذهن ما است،

  • ترجمه های کمتر

    • بسیار قدیمی
    • خاستگاهی
    • پیشین
    • کهنه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " primitivo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "primitivo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "primitivo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه