ترجمه "prohibida" به فارسی
ممنوعه ترجمه "prohibida" به فارسی است.
prohibida
adjective
feminine
دستور زبان
Que no debe hacerse, debido a restricciones morales.
-
ممنوعه
Que no debe hacerse, debido a restricciones morales.
La curación se veía como un trabajo prohibido.
درمان به عنوان کاری ممنوعه در نظر گرفته شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prohibida " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prohibida" با ترجمه به فارسی
-
ممنوع است
-
سیگار ممنوع · سیگار کشیدن ممنوع است
-
ممنوع · ممنوع شده · ممنوعه · منع شده
-
سیگار ممنوع · سیگار کشیدن ممنوع است · سیگار کشیدن ممنوع اشت
-
بازداشتن · بازداشتن از · برگرداندن · دفع کردن · رد کردن · غیر مجاز کردن · قائل نشدن · ممنوع کردن · منع کردن · وتو کردن
-
فاسق
-
نوار ممنوعه
-
شهر ممنوعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن