ترجمه "prohibido" به فارسی

ممنوعه, ممنوع, ممنوع شده بهترین ترجمه های "prohibido" به فارسی هستند.

prohibido adjective verb masculine دستور زبان

Que no debe hacerse, debido a restricciones morales.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ممنوعه

    adjective

    Que no debe hacerse, debido a restricciones morales.

    Si es el único camino a la costa prohibida, sí.

    اگه اين تنها راه رسيدن به ساحل ممنوعه س ، آره.

  • ممنوع

    adjective

    Está prohibido estacionar aquí.

    اینجا پارک کردن ممنوع است.

  • ممنوع شده

    Después se prohibió el comercio de plumas y empezaron a recuperarse.

    سپس تجارت پر ممنوع شد، و شمار آنها باز رو به افزایش گذاشت.

  • منع شده

    En primer lugar, es posible que los manjares contuvieran alimentos que la Ley mosaica prohibía.

    نخست آنکه در میان خوراکیها احتمالاً غذاهایی وجود داشت که در شریعت موسی منع شده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prohibido " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prohibido" با ترجمه به فارسی

  • ممنوع است
  • سیگار ممنوع · سیگار کشیدن ممنوع است
  • ممنوعه
  • سیگار ممنوع · سیگار کشیدن ممنوع است · سیگار کشیدن ممنوع اشت
  • بازداشتن · بازداشتن از · برگرداندن · دفع کردن · رد کردن · غیر مجاز کردن · قائل نشدن · ممنوع کردن · منع کردن · وتو کردن
  • فاسق
  • نوار ممنوعه
  • شهر ممنوعه
اضافه کردن

ترجمه های "prohibido" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه