ترجمه "rastrillo" به فارسی
شنکش, بنجل بازار بهترین ترجمه های "rastrillo" به فارسی هستند.
rastrillo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Herramienta con hojillas utilizada para la eliminación de vello corporal a través de la acción de afeitado.
-
شنکش
nounherramienta agrícola
-
بنجل بازار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rastrillo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rastrillo"
عباراتی شبیه به "rastrillo" با ترجمه به فارسی
-
جاروهای شنکش
-
متلاشی کردن
-
تجهیزات مدیریت خاک
-
رديفسازها · ردیفکنها
-
علفخشککنها
-
تجهیزات پاکسازی زمین · دستگاههای درختکنی
-
چنگزنی
-
علفخشککنها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن