ترجمه "refugiado" به فارسی
پناهنده ترجمه "refugiado" به فارسی است.
refugiado
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Persona que está fuera de su país de origen y que, debido a fundados temores de persecución, no puede o no quiere acogerse a la protección de ese país.
-
پناهنده
nounProbablemente solo estaban en el campo de refugiados.
? فکرکنم از همون کمپ پناهنده ها بودن?
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " refugiado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "refugiado"
عباراتی شبیه به "refugiado" با ترجمه به فارسی
-
پناهگاه (کوهنوردی)
-
صفحه نمايش
-
پناهگاه حیات وحش
-
کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان
-
پناهندگان
-
پناهگاه حیوانات
-
بندر · توسل · تیمارستان · حرم مطهر · مخفیگاه · مراجعه · ملجا · نوانخانه · پناه · پناهندگی · پناهگاه · کانکس · گریزگاه · یتیم خانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن