ترجمه "refugio" به فارسی

پناهگاه, پناه, پناهندگی بهترین ترجمه های "refugio" به فارسی هستند.

refugio noun verb masculine دستور زبان

Área restringida o aislada en la que plantas y animales pudieron sobrevivir durante un período de cambio climático continental que hizo inhabitables las zonas aledañas. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پناهگاه

    noun

    Todos los ciudadanos deben dirigirse inmediatamente al refugio más cercano.

    تمام ساکنين بايد سريعاً به نزديکترين پناهگاه خودشون رو معرفي کنن.

  • پناه

    noun

    Ella huyó hacia el norte y vino a nosotros en busca de refugio.

    اون به شمال فرار کرد و براي پناه پيش ما اومد.

  • پناهندگی

    noun

    Ese grupo me dio un curso intensivo sobre los refugiados, la pobreza y la humanidad.

    این گروه از بچه ها برام در فقر، پناهندگی و انسانیت دوره فشرده گذاشتند.

  • ترجمه های کمتر

    • بندر
    • توسل
    • تیمارستان
    • حرم مطهر
    • مخفیگاه
    • مراجعه
    • ملجا
    • نوانخانه
    • کانکس
    • گریزگاه
    • یتیم خانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " refugio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "refugio"

عباراتی شبیه به "refugio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "refugio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه