ترجمه "restar" به فارسی
کاستن, تفریق, تفریق شدن بهترین ترجمه های "restar" به فارسی هستند.
restar
verb
دستور زبان
Sacar una cosa de otra. [..]
-
کاستن
verbSacar una cosa de otra.
-
تفریق
nounNo se puede restar un vector y un color
نمیتوانید یک بردار و یک رنگ را تفریق کنید
-
تفریق شدن
verb -
کم کردن
verbPor eso le dije: "Tomé esto y sumé esto y lo multipliqué por esto y resté eso".
پس گفتم، «من این را گرفتم و این را اضافه کردم و ضربدر این کردم و از این کم کردم.»
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " restar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "restar" با ترجمه به فارسی
-
تفریق
-
اثار · اختلاف · باقيمانده · باقی مانده · باقیمانده · بقیه · تفاضل · رسوبی · قسمت باقی مانده · مانده · پسمانده · چیز باقیمانده
-
باقیمانده ابرنواختر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن