ترجمه "resto" به فارسی

اثار, اختلاف, باقيمانده بهترین ترجمه های "resto" به فارسی هستند.

resto noun verb masculine دستور زبان

resto (de algo) [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اثار

    noun
  • اختلاف

    noun
  • باقيمانده

    En Matemática, resultado de la operación de restar.

    Pero el resto de la familia no quería a Alessa.

    ولي باقيمانده ي خانواده دوستش نداشتن.

  • ترجمه های کمتر

    • باقی مانده
    • باقیمانده
    • بقیه
    • تفاضل
    • رسوبی
    • قسمت باقی مانده
    • مانده
    • پسمانده
    • چیز باقیمانده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "resto"

عباراتی شبیه به "resto" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "resto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه