ترجمه "restos" به فارسی
جسد, شق, لاشبرگ سطح جنگل بهترین ترجمه های "restos" به فارسی هستند.
restos
noun
masculine
دستور زبان
-
جسد
nounQuien sea que muera último, sea un buen muchacho y queme al resto de nosotros.
هرکس آخر مُرد ، لطف کنه و جسد بقيه مون رو بسوزونه
-
شق
noun -
لاشبرگ سطح جنگل
-
ترجمه های کمتر
- لاشه
- نعش
- هوموس خام
- پسماند درخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " restos " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "restos" با ترجمه به فارسی
-
پسماند درخت
-
اثار · اختلاف · باقيمانده · باقی مانده · باقیمانده · بقیه · تفاضل · رسوبی · قسمت باقی مانده · مانده · پسمانده · چیز باقیمانده
-
باقیمانده ابرنواختر
-
جسد · شق · لاشه · نعش
-
زراعت ابتدايي · زراعت نوبتی · كشاورزي بدوي
-
دفع پسماند درخت
-
پسماند درخت (لاشبرگ سطح جنگل)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن