ترجمه "salida" به فارسی
انحراف, بُرونداد, تفرج بهترین ترجمه های "salida" به فارسی هستند.
salida
verb
noun
feminine
دستور زبان
mujer sexualmente hambrienta [..]
-
انحراف
nounEH: Es una inflexión que se sale un poco...
اریک هیرشبرگ: این انحراف از موضوع بود --
-
بُرونداد
-
تفرج
noun
-
ترجمه های کمتر
- تفریح
- حساب بدهی
- حمله
- خروج
- خروجی
- سفر تفریحی
- طعنه
- طنز
- عزیمت
- گردش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salida " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "salida"
عباراتی شبیه به "salida" با ترجمه به فارسی
-
نمک حمّام
-
آمونیوم آهن(II) سولفات
-
آب شدن رفتن زير زمين
-
نمک طعام
-
بیرون آمدن
-
تفرج کردن · خود نمایی کردن · دسته دسته شدن · رژه رفتن · فراهم آمدن · گردش رفتن · گردش کردن
-
رفتن
-
استاتها (نمکها)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن