ترجمه "salir de" به فارسی
رفتن ترجمه "salir de" به فارسی است.
salir de
-
رفتن
Verb verbNo Me la dejaron la última vez que salieron de la ciudad.
خب ، اين نيست.آخرين باري که از شهر رفتن بيرون کليدشونُ دادن من نگه دارم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salir de " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "salir de" با ترجمه به فارسی
-
نمک حمّام
-
آمونیوم آهن(II) سولفات
-
آب شدن رفتن زير زمين
-
نمک طعام
-
نيازهاي غذايي · نيازهاي نمكي · نیازهای تغذیهای · نیازهای خوراكي
-
پتاسیم سدیم تارترات
-
زهكشهاي اتصالي · زهكشهاي اصلي · زهكشهاي برونريز · زهكشهاي جمعكننده · زهكشهاي حايل · زهكشي تقاطعي · زهكشي طولي · شبکههای زهکشی
-
نمکهای اسید غیر آلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن