ترجمه "salpicar" به فارسی
ترشح کردن, ذکر کردن, پاشیدن بهترین ترجمه های "salpicar" به فارسی هستند.
salpicar
verb
دستور زبان
-
ترشح کردن
verb -
ذکر کردن
verb -
پاشیدن
verb¿Qué debió haber recordado a los judíos el que se salpicara sangre sobre el altar de la visión?
پاشیدن خون قربانی بر مذبحِ رؤیایی چه چیزی را میبایست به یاد یهودیان آورد؟
-
گل مالی کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salpicar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "salpicar"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن