ترجمه "salsa" به فارسی
سس, مرق, یخنی بهترین ترجمه های "salsa" به فارسی هستند.
salsa
noun
feminine
دستور زبان
género de música caribeña [..]
-
سس
nounAlimento líquido de acompañamiento de un plato.
La chica india nos hizo galletas y salsa.
دختر سرخ پوست واسمون بيسکويت و سس درست کرد.
-
مرق
noun -
یخنی
noun
-
ترجمه های کمتر
- رب
- سالسا
- سوس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salsa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Salsa
-
سس سالسا
salsa típica de la cocina mexicana
Pero están comprando salsa.
ولي الان ديگه سس سالسا مُد شده ميخرن
-
لوسنا
تصاویر با "salsa"
عباراتی شبیه به "salsa" با ترجمه به فارسی
-
سس تنوری
-
سس مايونز · سس گوجه فرنگی · سسها · سسهاي سالاد · سسهاي گوجهفرنگي
-
سس سویا
-
سس تند
-
سس تنوری
-
سس تارتار
-
سس مايونز · سسها · سسهاي سالاد · سسهاي گوجهفرنگي
-
سس مايونز · سسها · سسهاي سالاد · سسهاي گوجهفرنگي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن