ترجمه "salvado" به فارسی
سبوس, سبوس بهترین ترجمه های "salvado" به فارسی هستند.
salvado
noun
verb
masculine
دستور زبان
Participio del verbo salvar. [..]
-
سبوس
Se lo comen todo menos el salvado.
جز سبوس همه چيزاي توي آشپزخونه رو ميخورن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salvado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Salvado
-
سبوس
cáscara del grano de los cereales desmenuzada por la molienda
Se lo comen todo menos el salvado.
جز سبوس همه چيزاي توي آشپزخونه رو ميخورن.
عباراتی شبیه به "salvado" با ترجمه به فارسی
-
رگبار · شلیک متوالی
-
بجز · جز · مگر · ولي
-
صحیح و سالم
-
نجات دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن