ترجمه "salvo" به فارسی

بجز, مگر, جز بهترین ترجمه های "salvo" به فارسی هستند.

salvo adjective verb adverb masculine دستور زبان

Excepto; exclusión. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بجز

    conjunction

    Y no pude verse el pasado, salvo en la memoria.

    و گذشته را بجز در خاطرات نمیتوانید ببینید.

  • مگر

    conjunction

    Un espacio al que nunca hayamos entrado, salvo en nuestra mente o en nuestro espíritu.

    فضایی که که ما تا حال هیچ گاه وارد آن نشده ایم مگر در ذهن و روحمان.

  • جز

    adposition

    Sus bienes eran basura, salvo por una muñeca de madera.

    اجناسش افتضاح بود ، به جز يه عروسک چوبي.

  • ولي

    Excepto; exclusión.

    He salvado la vida de los niños, pero he tenido que sacrificar a uno de los míos.

    جون بچه ها رو نجات دادم ولي مجبور شدم يکي از جون هاي خودم رو فدا کنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " salvo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "salvo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "salvo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه